علت این که مردم تهران به لیست اصلاحات رای دادند چیست؟
ریشه این بحث را باید درانتخابات 92 جستجو کرد . البته بنده نمی پذیرم که این نوع انتخاب را از نوع " نه به نظام" تلقی کنیم ، زیرا همین مردم ، 15 روز قبل از انتخابات به صورت میلیونی از حکومتشان در 22 بهمن با آن شور و وصف مثال زدنی ، شرکت کردند (و حالا به نظام "نه" بگویند کمی ساده لوحانه است) .
وامّا بررسی ریشه این بحث نیاز به کنکاش انتخابات ریاست جمهوری سال 92 دارد .
در انتخابات 92 شعار آقای روحانی از نوع اقتصادی بود مثلا ایشان در جایی فرمودند" باید چرخ سانتریفیوژها بچرخد و چرخ زندگی مردم هم بچرخد " یعنی به نوعی شعار اقتصادی با شعار پیشرفت علمی هسته ای و سیاسی تلاقی پیدا کرد .این مفهوم را از این شعار می توان دریافت کرد . الان که وضعیت اقتصادی این طور است ، نتیجه پافشاری روی صنعت هسته ای است که باعث این فلاکت شده است . زیرا دنیا تاکید دارد اگر شما از این موضوع عقب نشینی کنید ما فلان و فلان می کنیم .
متاسفانه این فهم غلط به جامعه تزریق شد که حل مسائل اقتصادی در گرو حل مسائل هسته ای است . با نگاه دیگر، ما باید دست از پافشاری روی قصه هسته ای برداریم تا دنیا مشکلات ما را حل کند . یعنی به نوعی گره زدن مسائل اقتصادی با موضوع هسته ای .
سوال این جاست " آیا مشکلات اقتصادی کشور تا چه اندازه به مسئله هسته ای ربط دارد ؟ به زبان ساده تر، آیا تحریم ها باعث به هم ریختگی اقتصاد ما شده ، یا ریشه در جای دیگر دارد ؟
بررسی مسائل اقتصادی از نوع واقعی
از شعارهای اصلی انقلاب ما شعار استقلال بود و متاسفانه در این ایام دولت مردان ما بیشتر به دنبال شعار توسعه سیاسی بودند تا توسعه اقتصادی و اگر هم به دنبال توسعه بودند ، با الگوهای غلط و نامانوس غربی و توصیه های بانک جهانی بود که نتوانست ما را به سر منزل مقصود برساند ، مثلا طرح توسعه اقتصادی زمان دولت سازندگی که با فرهنگ عامه ایران و خصوصا طبقات پایین جامعه سازگاری نداشت و موجب حرکت های شورش گونه علیه این تفکر اقتصادی در مشهد و قزوین و اسلامشهر و ... را شاهد بودیم .
آیا مشکل اقتصادی ما با دیپلماسی سیاسی قابل حل است ؟
1- اگر در اقتصاد ایران وابستگی شدید بودجه به پایه نفتی وجود دارد و می بایست طبق سند چشم انداز1404 در فاصله سالهای 82 تا 88 این وابستگی به صفر می رسید ، از معضلات داخلی نیست ؟
2- بزرگی بدنه دولت و هزینه های جاری آن و این که دولت باید به 5/8 میلیون نفر حقوق بدهد ( شاغل و بازنشته) از معضلات داخلی نیست ؟
3- بیست میلیارد دلار قاچاق بدون حساب و کتاب در این اقتصاد به چه معناست ( البته بنده معتقد نیستم این حجم به صورت قاچاق وارد کشور می شود )
4- بی انضابطی های مالی و فساد های مکرر اقتصادی به حدی که ایران را در شمار کشورهای درجه دنیا در این خصوص بشناسند از معضلات اقتصادی داخلی نیست ؟ ( موضوع کرسنت و فروش نفت و گاز ایران به این شرکت به سمن بخس – برای 25 سال به قیمت ( هفت سال اول در هر هزار متر مکعب 5/17 دلار و از سال هشتم 8/38 دلار –جالب این که سوریه در همان زمان قراردادی با غرب برای فروش گاز دارد که برای هر هزار متر مکعب گاز به اروپا مبلغ 230 دلار را بسته است .چه کسانی این قرارداد نگین را بسته اند که وقتی حرفش را می زنی آنها به ولایت فقیه حمله می کنند ؟)
5- واردات بی رویه اجناس لوکس و ضد فرهنگی در این اقتصاد چه جایگاهی دارد ( واردات اسب ، لوازم آرایشی ، سیر و رب گوجه فرنگی ، ماشین های فلان و فلان و.... (آیا بنادر ما تحت کنترل نیستند )
6- روحیه واسطه گری و دلالی به جای تولید در روحیه اقتصادی ایران موج می زند . واقعیت اقتصاد ایران بر پایه بازرگانی – دلالی و قاچاق استوار است . در این اقتصاد تولید کننده خارجی + دلال + فروشنده داخلی به سود های فراوان می رسند و تولید کننده داخلی همیشه با زیان مواجه است .
7- بالا بودن نرخ بهره بانکی برای تولید کننده ( نرخ هایی که در هیچ کجای دنیا نه سابقه داشته و نه دارد .)از جمله عوامل بسیار مهم در ناکارآمدی تولید است .
8- عدم بهره وری در تولید ( در سند چشم انداز 1404 بایستی 5/2 % از 8 درصد رشد اقتصادی به بهره وری اختصاص می داشت ، که عملا این رقم سالهاست که منفی است )
9- اقتصاد دارای 3 بازار است 1- بازار پولی و مالی 2- بازار کالا و خدمات 3- بازارکار . بازار پولی اکنون گرفتار نوعی خودسری شده است . بانک مرکزی هم حریف این بازار نیست . در این بازارخرده تولید کنندگان و بخش خصوصی عملا حذف می شوند . بانک ها به جای کمک به تولید ، خودشان تبدیل به دلال های حرفه ای شده اند و میدان دار بازار . بانک ها منابع مالی را جذب می کنند و در بنگاه های کم بازده خودشان هزینه می کنند . واردات بی رویه اقلامی مثل برنج و روغن و کاغذ و ....توسط بانک ها به تجارتی سودمند برایشان تبدیل شده است و کاری ندارند که این محصولات در داخل هم تولید می شود . بورس دولتی هم با سهم عمده دولت در صنایع ، کارآیی تامین سرمایه برای تولید را از دست داده است .
در بازار کالا و خدمات عموما صادر کننده مواد خام و اولیه به خارج هستیم . فروش سنگ آهن به جای فولاد و...
در بازار کار از وضعیت مناسبی برخودار نیستیم . درصد های بیکاری بالا و اعداد میلیونی حاکی از فقدان برنامه برای این معضل است . طبق نظر کارشناسان 4000000 تحصیل کرده نیز ظرف یکی دو سال آینده به این لیست اضافه می شوند .
10 – فرار مالیاتی در کشور از نمودهای ناکارآمدی اقتصادی است . اگر مسئولان از فرار مالیاتی بین هشتاد تا 150 میلیارد تومان سخن می گویند ، یعنی پایداری اقتصاد به مالیات منطقی و متناسب با رشد اقتصادی است نه درآمد نفتی .
11-چند نرخی بودن ارز از معضلات بزرگ اقتصادی در ایران است که عملا به رانت خواری و تفاوت قیمت تمام شده کالا و خدمات در بخش خصوصی و دولتی می شود .
12-الگوی مصرف در ایران برای برخی از نمونه ها واقعا معنا دار است . از مصرف آدامس گرفته تا لوازم آرایشی و تجمل گرایی های مفرط . ( مصرف انرژی و...)
13- از شاخص های مهم اقتصادی ( تورم – رشد و بیکاری ) است که متاسفانه در ایران در وضعیت مناسبی نیستند .
14-پرداخت نقدی یارانه به همه مردم ( فقیر و غنی ) و کسر درآمد بر عایدی و استقراض از بانک مرکزی ، عملا به ایجاد تورم مجدد کمک می کند .
15-رکود تورمی در اقتصاد به معنی رکود در تولید + بالا بودن نرخ تورم است که کشورمان سالهاست در این معضل گرفتار است . و خروج از آن ، فقط با تولید دو برابری کالا در بخشهای تولیدی صورت می گیرد .
16- بالا بودن نقدینگی در اقتصاد که امروز اعداد شگفت انگیز 930000 میلیارد تومان ، با کوچک ترین بی تدبیری می تواند به غولی تبدیل شود که یک شبه همه اقتصاد ایران را ببلعد.
17- واردات محصولات کشاورزی در صدر واردات کشور در این سال ها بوده است . به حدی که در انبارها جای نگهداری وجود ندارد .
18- 81000 واحد صنعتی کوچک در کشور داریم که بسیار کمتر از ظرفیت اسمی خود کار می کنند و 17% آن ها نیز کلا تعطیل شده اند .
19- در مناطق آزاد که قرار بود موجب رونق اقتصادی شوند عملا چه اتفاقی افتاد . ( این مناطق معاف از مالیات هستند ) هدف رفع بیکاری در این مناطق و رشد اقتصادی برای مردم آنجا و... اما امروز شاهد هستیم که این مناطق به محلی برای واردات کالا تبدیل شده اند . تا سال 88 -86% این مناطق شاهد واردات و 14% شاهد صادرات بوده است و متاسفانه در سال 92 / سه میلیارد دلار کالا از این مناطق وارد شده و تنها 150000000 میلیون دلار صادرات داشیم .
20- وجود ده میلیون نفر سرپرست خانواده ایرانی زیر خط فقر
21- فاصله طبقاتی 17 برابری دهک های اول تا دهم که می تواند فاجعه باشد . در صورتی این فاصله در ژاپن 5/4 برابر است .
22- بیماری هلندی در اقتصاد ایران که از رابطه میان درآمد های موقتی و رکود و تورم دارد . ( با افزایش درآمدهای ناشی از فروش مواد خام یا پولهای بلوکه شده و روانه شدن این پولها به جامعه ، باعث رشد نقدینگی شده و تقاضا برای خرید را به یک بار افزایش می دهد . عرضه داخلی به دلیل عدم پاسخگویی به این تقاضا عقب افتاده و نیاز به واردات افزایش چشم گیر پیدا می کند . این واردات عملا باعث از کار افتادن صنایع داخلی به دلیل قیمت تمام شده بالای آنان و... می گردد . در برخی از زمینه ها مثل زمین و خانه که نمی شود از بیرون وارد کرد ، قیمت ها به رشد کاذب بالا می رسد . تولید در این فضا مقرون به صرفه اقتصادی نیست . حالا حساب کنید به یک باره این پولها وارد نشود . شما صنایع داخلی را به دلیل عدم توانایی رقابت نابود کردید و تقاضایی هم برای بازار ندارید . در این شرایط رکود در تولید یعنی فلج تولید و از طرفی نداشتن تولید باعث بهم خوردن عرضه و تقاضا ، و در نتیجه ، تورم می شود .
23- پایین نگه داشتن قیمت نفت در بازارهای جهانی تا حدی که ناچار باشی تولید را ، ولو به صرفه نباشد را ادامه دهی .
نگاهی به ظرفیت های اقتصادی ایران اسلامی
1- وجود منابع انرژی و کانی
2- نیروی انسانی ارزان و جوان
3- کشاورزی با قابلیت 12 اقیلم آب و هوایی از 14 اقیلم آب و هوایی در جهان
4- قابلیت منحصر به فرد در ترازیت شمال به جنوب و شرق به غرب (قرار گرفتن ایران در بعلاوه هارتلند بین المللی )
5- وجود تنوع درآمدی با توجه به قابلیت دسترسی به آب های آزاد و تجارت
6- استفاده از ظرفیت فرهنگی جاذبه توریستی و گردشگری
7- انتقال دانش فنی با استفاده از شرکت های دانش بنیان ( موسسه رازی در سرم سازی و ...)
8- استفاده از ظرفیت صنایع پایین دستی پتروشیمی برای رونق اقتصادی و نه تولیدات بالادستی که مواد اولیه کشورهای صنعتی را فراهم می کند .
9- و...
خوب حالا که کمی با معضلات اقتصاد کشورمان آشنا شدیم ، باید بدانیم راه برون رفت از این شرایط در چیست ؟
بالا بردن سقف تولید در کشور و رونق اقتصادی
پس باید بودجه کافی برای حل معضل تولید را داشته و نگاه دلالی را هم از بانک ها گرفته و سیاست های پولی و مالی را ترمیم کنیم .
آیا با بودجه داخلی می شود به این مهم دست یافت ؟ بودجه کشور در حقیقت پاسخگوی این شرایط نیست . پس باید چه کرد
استفاده از سرمایه گذاری خارجی تنها راه حل است . آیا سرمایه گذاران خارجی در داخل ایران سرمایه گذاری می کنند ؟ این طبیعی است که با وجود فضای تحریم ها این اتفاق نمی افتد . پس باید برویم و با دنیا و 1+5 گفتگو کنیم تا این نقیصه اقتصادی به همین راحتی از طریق دیپلماسی حل شود .
تا اینجا همه چیز خوب پیش می رود . مردم هم از این فشارها خسته شدند . نظام تا کی این همه معضل را تحمل کند ؟ چه کسانی موافق و چه کسانی مخالف این نظریه هستند ؟
همه شاهد بودیم که مقام معظم رهبری زمینه گفتگوی منطقی با طرف های مقابل را فراهم کردند و مذاکرات شروع گردید . مذاکرات نفس گیر 20 ماهه که با فراز و نشیب های فراوان به نتیجه ی نسبی هم رسید .
تعهد های ما با دقت فراوان و مو به مو اجرا شد . (سانتریفیوژهای خود را به عدد مورد توافق رساندیم . قلب راکتور اراک را خارج کردیم . مواد غنی شده خود را به خارج ایران فرستادیم .)
حالا نوبت آنطرف شد که تحریم ها را بردارد . هر روز آمریکایی ها یک داستان جدید سر هم کردند . اما اروپایی ها که به نظر صادق تر بودند ، سراسیمه خودشان را به ایران رساندند .
بازار رفت و آمدها روسای کشورهای اروپایی و شرقی ، جوّ روانی خوبی به ایرانی ها داد. بالاخره مشکلات حل خواهد شد . ( تحلیل فعلی من روی درست و غلط این طرز کار نیست و در فرصت آینده به این موضوع خواهم پرداخت ).
موسم انتخابات هفتم اسفند 94 از راه رسید .
دو جناح مطرح نظام در مقابل همدیگر صف آرایی کردند . ( اصلاح طلبان و اصولگرایان) .
هر کدام ، از اهرم های تبلیغاتی خاصی برای انتخاب شدن استفاده کردند . مثلا اصلاح طلبان با بزرگ نمایی اشتباهات دولت احمدی نژاد سعی کردند معضلات اقتصادی ایران را نه به احمدی نژاد که به بدنه اصولگرایی نسبت دهند . در رسانه های اصلاح طلبی به شدت روی مفاسد اقتصادی و خصوصا روی معاون اول رئیس جمهوری ( جناب رحیمی) مانور شد .
با استفاده از پشتوانه روانی پسابرجام و توافقات صورت گرفته ، شاهد جوّ روانی بسیار مثبت برای اصلاح طلبان و جوّ نامساعد برای تفکر اصولگرایی در رسانه های داخلی و خارجی به طور همزمان شکل گرفت .
دو قطبی کردن فضای جامعه تهران در خصوص موافقین و مخالفین موضوع هسته ای و دوقطبی کردن حل وضعیت اقتصادی با نگاه به درون و ظرفیت های داخلی و نگاه به بیرون و استفاده از سرمایه گذاری خارجی و دوقطبی کردن سیاست موافقین و مخالفین اعتدال در جامعه تهران و نیز حرکت زیرکانه شخصیت هایی مثل لاریجانی و کاظم جلالی و نعمتی و مطهری که خود را مستقل و یا گاهی متمایل به دیدگاه اعتدالیون نشان دادند باعث گرایش به سوی اصلاح طلبان شد .
با این هجمه تبلیغات منفی ، " اگر طیف تند روی اصولگرایان بر سر کار باشند کل توافقات انجام شده را تخریب خواهند کرد" ، توانست نوع نگاه مردم تهران را دچار دوگانگی مفرط نماید .
چرا این نوع نگرش برای شهرهای دیگری مثل مشهد و اصفهان و قم و... پیش نیامد ؟
نوع تبلیغات داخلی برای مخاطب خاص تهرانی با هدف القا مستقیم و غیر مستقیم در نوع خود بی نظیر بود .
مردم تهران دارای فرهنگ خاص و سبک زندگی خاصی هستند که شاید در سایر نقاط ایران ، قابل درک نباشد .
لیست اصولگرایان علیرغم داشتن پارامترهای بسیار خوب از جمله وجود چندین کارشناس اقتصادی ، شاید فاقد جوان گرایی لازم بود .
با تبلیغات رسانه های خارجی ، منجی بودن دولت در فضای کنونی از ناحیه اصولگرایی که ضد عقلانیت معرفی می شد ، برای جامعه تهدید محسوب شد .
نتیجه گیری : به نظر بنده آمریکایی ها خصوصا و اروپایی ها ، دست ایران را در قصه توافقات کاملا خوانده و برای همین تاکنون هیچ سرمایه گذارخارجی ، پایش را توی ایران نگذاشته و حاضر به این کار نیستند . چیزی که از این فضا می توان دریافت کرد آن است که آن ها برای فروش محصولات خود به ایران توجه می کنند که بایستی مسئولان ما حواسشان را بیشتر جمع کنند .
به نظر بنده رای مردم تهران به لیست اصلاح طلبی رای به یک گروه سیاسی است که احساس می کنند می تواند در شرایط کنونی به حل معضلات اجتماعی کمک کنند .
تاریخ شاهد همه رفتارهای غلط و درست ما خواهد بود